پیوندهای مشکوک اپستین با پرونده‌های ایران / ارتباطات اپستین با چه ایرانی‌هایی برقرار بود؟

خبرآنلاین – محمدحسین لطف‌الهی: انتشار چند هزار صفحه از اسناد تازه در مورد پرونده «جفری اپستین» در فوریه ۲۰۲۶، در شرایطی که تنش‌های نظامی بین ایالات متحده و ایران به اوج خود رسیده است، به آشکارسازی بخش‌های پنهان و کمتر شناخته‌شده از فعالیت‌های این سرمایه‌گذار جنجالی، مجرم جنسی و مظنون به قاچاق انسان می‌پردازد.

در حالی که ملزومات خبری همچنان بر چهره‌های مهمی چون شاهزاده‌ها و رؤسای جمهور متمرکز است، اما بررسی دقیق این ایمیل‌ها، سوابق پروازی و شهادت‌ها نشان می‌دهد که ارتباط‌های غیرمنتظره‌ای میان اپستین و برخی چهره‌های ایرانی وجود دارد؛ پیوندهایی پیچیده که نه تنها شخصیت‌های ثروتمند ایرانی-آمریکایی را شامل می‌شود، بلکه ما را به عمق تاریخ روابط مخفی تهران و واشنگتن، از عصر «ایران-کنترا» تا سرنوشت دارایی‌های دیپلماتیک توقیف‌شده در منهتن، می‌برد. این تحلیل نشان می‌دهد چطور اپستین در تقاطع دیپلماسی مخفی، دلالان تسلیحات و الیگارشی مالی، در پرونده «ایران» مشغول فعالیت بوده است.

رابط‌های مستقیم و تحلیل‌های سیاسی

در میان ایمیل‌های فاش‌شده، علیرضا اتحادیه به عنوان یکی از شخصیت‌های کلیدی که به‌طور مستقیم و بدون واسطه با اپستین در ارتباط بوده است، خود را نشان می‌دهد. برخلاف دیگرانی که تنها نامشان در دفترچه تلفن سیاه اپستین ثبت شده بود، مکاتبات اتحادیه حاکی از این است که او با اپستین درباره موضوعات کلان ژئوپلیتیک ایران تعامل داشته است.

در یکی از ایمیل‌های فاش‌شده، اتحادیه تحلیلی جامع از اوضاع سیاسی ایران پس از ات ریاست‌جمهوری ارائه می‌دهد و اظهار می‌کند: «حامیان آقای روحانی انتظار دارند که شانس پیروزی وی با ۵۷ درصد آرا روند تعامل وی با غرب را تقویت کند.»

وی همچنین وضعیت خیابان‌های تهران و شعارهای «بای‌بای رئیسی» را برای اپستین توصیف کرده و به‌نقل از محمدتقی فاضل میبدی، روحانی اصلاح‌طلب، هشدار می‌دهد که اگر روحانی قادر به تأمین آزادی‌های مدنی نباشد، آینده‌ای تاریک در انتظار خواهد بود. اپستین در پاسخی کوتاه و پیشگویانه به اتحادیه می‌نویسد: «بهت گفتم، اوضاع قبل از بهتر شدن خیلی بدتر می‌شه.»

رابطه اتحادیه و اپستین تنها به تحلیل‌های سیاسی محدود نمی‌شد. اسناد منتشر شده توسط روزنامه «تلگراف» نشان می‌دهد که اتحادیه به عنوان منبع خبرهای خصوصی سلبریتی‌ها نیز عمل کرده است. در ایمیلی، اپستین با لحنی دوستانه به اتحادیه می‌نویسد: «سلام من را به دیوید [کاپرفیلد] برسان. او در جزیره‌ام با کلودیا شیفر نامزد کرد.»

اتحادیه بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت Freestream Aircraft Limited است. این شرکت که در لندن مستقر است، به خرید، فروش، طراحی و مدیریت جت‌های خصوصی لوکس مانند Gulfstream و Boeing Business Jets مشغول است.

اسناد منتشر شده، از جمله نیویورک پست، نشان می‌دهند که اتحادیه در بخش املاک نیز فعالیت داشته است.

ایمیل‌های فاش‌شده نشان می‌دهد که آخرین مکالمات اتحادیه و اپستین به سال ۲۰۲۱ و بحث در مورد خرید یک هواپیما مرتبط می‌شود. با این حال، بحث‌های آنها از سال ۲۰۱۸ به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و آن سال را می‌توان پایان دوران خوب دوستی‌شان دانست. در مکالمه‌ای در سال ۲۰۱۸، اپستین از اتحادیه درخواست اطلاعاتی درباره یک هواپیما می‌کند اما اتحادیه تأکید می‌کند که دیگر «اطلاعات مجانی» در اختیار اپستین قرار نمی‌دهد و برای «حفظ دوستی» پیشنهاد می‌دهد تنها به بحث‌های «سیاسی» ادامه دهند.

احمدی‌نژاد با اپستین دیدار داشته است؟

یکی از شگفت‌انگیزترین اسناد به‌دست‌آمده، ایمیلی از رابرت تریورز، زیست‌شناس مشهور تکاملی، به جفری اپستین در سال ۲۰۱۸ است. تریورز در این ایمیل با لحنی دوستانه انتقادی به تغییرات رویکرد اپستین در ملاقات با افراد مختلف می‌کند.

در بخشی از این ایمیل آمده است: «نکته قابل توجه دیگر در مورد تو که نباید سوءتفاهیم شود، این است که تو در قبال شرکای سیاسی‌ات ماهیتی «تغییرپذیر و چندگانه» (Polymorphous perverse) داری. اگر تو را به عنوان بازتابی از اطرافیانت بدانیم، در عین حال که با فیدل کاسترو نشست و برخاست می‌کنی, به‌همان اندازه، ممکن است یک اسلام‌گرای رادیکال نیز جلوه کنی؛ زمانی که محمود احمدی‌نژاد بلافاصله پس از سخنرانی‌های شدیدش علیه اسرائیل، صهیونیست‌ها و ممکن است کلیت یهودیان در سازمان ملل با تو در نیویورک ملاقات می‌کند.»

خبر ملاقات اپستین با رئیس‌جمهور سابق ایران بسیار جنجالی شده است.

محمود احمدی‌نژاد به‌طور مستقیم به این سند افشا شده واکنشی نشان نداده است، اما علی اکبر جوانفکر، مشاور وی، در گفت‌وگویی با سایت دولت بهار (به احمدی‌نژاد نسبت داده شده) این موضوع را رد کرده است. جوانفکر اعلام کرد: «ادعای مطرح‌شده در رسانه‌ها مبنی بر ملاقات فردی به نام اپستین با دکتر احمدی‌نژاد، کاملاً کاذب است و چنین ملاقاتی هرگز انجام نشده است.» او افزود: «به‌نظر می‌رسد تولیدکنندگان این گونه جعل‌ها در کمبود ادله هستند و با توسل به این روش‌های مشمئزکننده می‌خواهند خود را احیا کنند.»

خانه شماره ۶۹: عملیات در ملک توقیف‌شده ایران

شاید رابطه ملموس‌تر و عینی‌تر اپستین با دولت ایران، محل سکونت مرموز او در نیویورک باشد. براساس اسناد جدید و شهادت ماریا فارمر، یکی از قربانیان اصلی پرونده، اپستین برای سال‌ها در عمارتی واقع در خیابان شصت و نهم شرقی (East 69th Street) فعالیت می‌کرد که پیش از انقلاب ۱۹۷۹ متعلق به دولت ایران بوده و توسط وزارت خارجه ایالات متحده ضبط شده بود. مستندات وزارت دادگستری آمریکا (صفحه ۱۷) نشان می‌دهد که این ملک به جفری اپستین اجاره داده شده است.

فارمر در شهادت خود تصریح می‌کند: «او در مکانی زندگی می‌کرد که قبلاً ملک دیپلماتیک ایران بود.» حالا تحلیلگران امنیتی مطرح می‌کنند که چگونه یک شهروند معمولی توانسته ملکی را که تحت حفاظت دیپلماتیک شدید قرار دارد و در فهرست اموال توقیف‌شده وزارت خارجه است، اجاره و مدیریت کند؟

ارواح «ایران-کنترا»

تحقیقات عمیق‌تر نشان می‌دهد که اپستین به نوعی وارث زیرساخت‌های لجستیکی و مالی بوده است که در دهه ۸۰ میلادی برای معاملات مخفی با ایران (رسوایی ایران-کنترا) به‌کار می‌رفته.

در ایمیلی از سیسیلیا استین، او از اپستین می‌پرسد که آیا باید برای محمد خاشقجی (پسر عدنان خاشقجی) کار کند یا نه. عدنان خاشقجی، دلال سلاح میلیاردر عربستانی، نقش کلیدی در انتقال سلاح‌های اسرائیلی به ایران در زمان جنگ با عراق داشت. اما ارتباط اپستین با این پرونده چیست؟

دهه ۱۹۸۰ صفر میلادی، دوره‌ای حیاتی در تاریخ جاسوسی و عملیات‌های نظامی بود. دکترین ریگان و سیاست‌های جنگ سرد، ایالات متحده را به حمایت از نیروهای ضدکمونیست در صحنه جهانی ترغیب کرد. اما محدودیت‌های قانونی مانند «اصلاحیه بولند» دست سازمان سیا را برای تأمین مالی مستقیم شورشیان کنترا در نیکاراگوئه بست. این موضوع نیاز مبرمی به تشکیل شبکه‌های خصوصی و غیررسمی ایجاد کرد تا بتوانند خارج از نظر دولت و در راستای اهداف آن فعالیت کنند.

در این فضا، نهادهای اطلاعاتی به شدت به «واسطه‌ها» نیاز داشتند. این افراد می‌توانستند پول، سلاح و اطلاعات را مبادله کنند بدون اینکه ردپایی رسمی از دولت‌ها برجا بگذارند. ماجرای ایران-کنترا نمونه‌ای به عینه از این مدل بود. فروش موشک‌های ضدتانک TOW و ضدهوایی HAWK به ایران (که تحت تحریم بود) از طریق اسرائیل و واسطه‌های خصوصی و سپس انتقال عواید این معاملات به شورشیان کنترا در آمریکای مرکزی.

جفری اپستین در نقطه اوج این واقعیت و در همین فضا بروز کرد. تأسیس شرکت «اینترکانتیننتال استس گروپ» در سال ۱۹۸۱ توسط او، همزمان با آغاز ریاست‌جمهوری ریگان و اوج‌گیری تنش‌ها، بستری حقوقی برای ورود او به این دنیای سایه فراهم کرد.

یکی از ارکان اصلی پرونده ایران-کنترا نیاز به جابجایی پول‌های کلان بدون جلب توجه سیستم بانکی رسمی بود. اپستین با سابقه کار در امور «محصولات ویژه» و استراتژی‌های مالیاتی در بانک سرمایه‌گذاری «بر استرنز»، مهارت‌های فنی لازم برای ایجاد ساختارهای مالی پیچیده و فراساحلی را داشت. او مدعی بود که در «بازیابی پول‌های اختلاس‌شده» و «کمک به اختلاس‌گران برای مخفی نگه‌داشتن دارایی‌هایشان» تخصص دارد؛ توصیفی که به‌خوبی با نیازهای بازیگران دولتی و شبه‌دولتی در بازارهای سیاه تسلیحات همخوانی دارد.

برای درک عمق ارتباطات اپستین، باید به عقب‌تر بازگردیم. استخدام او به عنوان معلم در مدرسه دالتون در سال ۱۹۷۴ از سوی دونالد بار، پدر ویلیام بار، صورت گرفت. دونالد بار پیشینه همکاری با اداره خدمات راهبردی (OSS – پیشکسوت سازمان سیا) را داشته و پسرش ویلیام بار بعدها به عنوان وزیر دادگستری، نقش کلیدی در مدیریت حقوقی و عفو متهمان پرونده ایران-کنترا ایفا کرد. این ارتباطات اولیه نمایانگر ارتباط اپستین با خانواده‌هایی است که با جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ارتباطات عمیقی داشنتند.

اپستین بعد از دالتون به بر استرنز پیوست و به سرعت در مراتب بالا ترقی کرد. اما خروج او از این بانک در سال ۱۹۸۱ به خاطر «نقض قوانین» یک نکته اساسی محسوب می‌شود. در حالی که چنین تخلفاتی معمولاً به پایان کار یک بانکی منجر می‌شود، برای اپستین آغاز دورانی جدید و بسیار سودآور بود. او بلافاصله بعد از اخراج، شرکت IAG را تأسیس کرد و اعلام کرد که تنها با مشتریانی با ثروت بیش از یک میلیارد دلار کار می‌کند.

مهم‌ترین و مستقیم‌ترین سند ارتباط اپستین با پرونده ایران-کنترا، رابطه مالی و کاری او با عدنان خاشقجی است. خاشقجی، میلیاردر سعودی و دلال سلاح، چهره محوری ماجرای مک‌فارلین و فروش سلاح به ایران بود. او کسی بود که با تأمین مالی مقدماتی و تضمین پرداخت‌ها، پیوندی میان اسرائیل (تأمین‌کننده اصلی سلاح‌ها از موجودی خود) و ایران ایجاد کرد.

تحقیقات حاکی از آن است که خاشقجی در دهه ۱۹۸۰ یکی از مشتریان شرکت «اینترکانتیننتال استس گروپ» (IAG) متعلق به اپستین بوده است. استیون هافنبرگ، همکار تجاری اپستین در آن زمان، به وضوح بیان کرده است که خاشقجی نه تنها مشتری اپستین بوده، بلکه به‌عنوان «راهنما» برای او در زمینه تجارت سلاح فعالیت می‌کرد.

سؤال محوری این است که اپستین چه خدماتی به بزرگ‌ترین دلال سلاح جهان ارایه می‌کرد؟ با توجه به مهارت‌های اپستین در حوزه‌های مالی و ساختارهای فراساحلی، احتمالاً نقش او مدیریت جریان‌های مالی پیچیده حاصل از فروش سلاح بود. در ماجرای ایران-کنترا، پول‌های به دست آمده از فروش سلاح به ایران باید از مجاری پیچیده عبور می‌کرد تا منشأ آن پنهان باقی بماند و سپس برای خرید سلاح برای کنتراها هزینه شود. اپستین که ادعا می‌کرد در جا به جایی پول‌های بدون ردپای تخصص دارد، برای این بخش از عملیات، گزینه‌ای ایده‌آل بود.

علاوه بر این، در دوره‌ای که خاشقجی با فشار شدید مالی و تحقیقات بین‌المللی روبرو بود، ممکن است اپستین به او در مدیریت دارایی‌ها و شاید پنهان‌سازی ثروتش کمک می‌کرد. هافنبرگ تأکید می‌کند که اپستین در این زمان دائماً در حال سفر بین آمریکا، اروپا و خاورمیانه بود و حتی پاسپوکر اتریشی با نام مستعار داشت که محل اقامتش را «عربستان سعودی» ذکر می‌کرد.

شاید یکی از ملموس‌ترین و فیزیکی‌ترین پیوندهای اپستین با زیرساخت‌های ایران-کنترا، دخالت او در مدیریت و جابجایی شرکت هواپیمایی ساترن ایر ترنسپورت (Southern Air Transport – SAT) باشد.

ساترن ایر ترنسپورت یکی از شرکت‌های هوایی بود که در بازه زمانی ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۳ به‌طور مستقیم تحت مالکیت سازمان سیا قرار داشت. حتی پس از فروش ظاهری آن به بخش خصوصی، این شرکت همچنان به عنوان «شرکت اختصاصی» (Proprietary) برای انجام عملیات‌های سیا فعالیت می‌کرد. در جریان رسوایی ایران-کنترا، هواپیماهای SAT مسئول انتقال سلاح‌ها از پایگاه‌های آمریکا و اسرائیل به ایران و همچنین حمل و نقل تدارکات برای شورشیان کنترا در نیکاراگوئه بودند. سقوط یکی از هواپیماهای C-123 متعلق به این شرکت در نیکاراگوئه در سال ۱۹۸۶ به افشای این ماجرا انجامید.

در اوایل دهه ۱۹۹۰، زمانی که SAT به دلیل رسوایی‌ها و فشارهای قانونی در میامی (محل اصلی عملیات‌های ضد نیکاراگوئه‌ای) دچار مشکل شده بود، نیازمند مکانی جدید شد. در این زمان، لس وکسنر، میلیاردر و مالک برند ویکتوریا سکرت و تنها مشتری رسمی اپستین، وارد ماجرا شد.

تحقیقات نشان می‌دهد که اپستین و وکسنر در انتقال مقر SAT از میامی به فرودگاه ریکن‌باکر در کلمبوس، اوهایو، نقش بسیار مهمی ایفا کردند. این جابجایی صرفاً تغییر اداری نبود بلکه تلاشی برای حفظ و نجات یکی از مهم‌ترین دارایی‌های لجستیکی اطلاعات آمریکا به‌شمار می‌رفت.

شایان توجه است که حتی بعد از انتقال به اوهایو و به رغم فعالیت تحت پوشش حمل بار برای شرکت‌های وکسنر، هواپیماهای SAT همچنان درگیر فعالیت‌های مشکوک بودند. در سال ۱۹۹۶، مأمورین گمرک آمریکا محموله‌ای مخفی از کوکائین را در یکی از هواپیماهای این شرکت کشف کردند که یادآور اتهامات قدیمی قاچاق مواد مخدر به منظور تأمین مالی جنگ بود.

این دخالت مستقیم در نجات و مدیریت شرکتی که نماد عملیات غیرقانونی ایران-کنترا بود، نشان می‌دهد که اپستین نه تنها با شخصیت های دخیل در این پرونده (همچون خاشقجی) همکاری می‌کرد، بلکه در حفظ و نگهداری زیرساخت‌های فیزیکی این شبکه نیز دخالت داشت.

جنبه دیگری از ارتباطات اپستین با شبکۀ ایران-کنترا، پیوندهای عمیق او با سازمان‌های استخباراتی اسرائیل است.

ابرت مکسول، غول رسانه‌ای بریتانیایی و پدر گیلین مکسول (همکار جرم و شریک زندگی اپستین)، یکی از عناصر کلیدی موساد در فعالیت‌های غربی بود. بعد از مرگ مشکوک او در سال ۱۹۹۱، مقامات امنیتی تأیید کردند که او سال‌ها با سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل همکاری داشته است.

آری بن‌مناشه، کارمند سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، بیان کرده است که اپستین و رابرت مکسول در دهه ۱۹۸۰ همکاری نزدیکی داشتند. بن‌مناشه ادعا می‌کند که شخصاً اپستین را در دفتر مکسول و در جلسات مرتبط با فعالیت‌های اطلاعاتی و تسلیحاتی اسرائیل مشاهده کرده است. به گفته او، مکسول اپستین را به مقامات ارشد اسرائیلی معرفی کرده و او را در زمینه‌های مالی و جمع‌آوری اطلاعات (و باج‌خواهی) به‌عنوان مهره‌ای ارزشمند تربیت کرده است.

ارتباط با ایرانی مشهور سیلیکون ولی

در میان اسناد تازه منتشر شده، نام سالار کمانگر، مدیرعامل سابق یوتیوب و یکی از مدیران برجسته ایرانی-آمریکایی در گوگل نیز به چشم می‌خورد. این ملاقات‌ها عمدتاً به سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ برمی‌گردد (زمانی که اپستین در تلاش بود دوباره وارد محافل نخبگان فناوری و علمی شود). براساس اسناد فاش شده، اپستین سعی داشت با افراد تاثیرگذار در دنیای فناوری ارتباط برقرار کند تا از اعتبار آنها برای بازسازی چهره‌ خود بهره ببرد یا در پروژه‌هایشان مشارکت کند. هیچ اتهام رسمی یا مدرکی دال بر اینکه سالار کمانگر به فعالیت‌های مجرمانه اپستین مرتبط بوده، منتشر نشده و به نظر می‌رسد این ارتباط صرفاً در سطح ملاقات‌های حرفه‌ای یا شبکه‌سازی‌های معمول در میان ثروتمندان باشد.

۳۱۲

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا