سعید لیلاز: درآمدزایی از تنگه هرمز هدف مناسبی نیست/ تغییرات در حکمرانی داخلی و افزایش آزادی‌های اجتماعی شرط لازم برای بهبود روابط با آمریکا است

سعید لیلاز در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد اظهار داشت:

*وجود یک مصالحه میان ایران و ایالات متحده به تنهایی حاکی از یک پیروزی چشمگیر برای کشور ماست. این وضعیت نه تنها به معنای «عدم شکست» ایران است، بلکه نشانی واضح از یک پیروزی قاطعی می‌باشد. به نظر می‌رسد که بعد از جنگ ویتنام، امریکا هرگز چنین شکستی، چه در حوزه نظامی و چه در بعد سیاسی، متحمل نشده است. جمهوری اسلامی توانسته است بدون هیچ گونه پشتیبانی خارجی، بزرگترین قدرت نظامی تاریخ را در سطوح مختلف به زانو درآورد. این موفقیت نتیجه یک فرایند طولانی از مقاومت، فشار، مذاکره و مدیریت بحران بوده است.

*به اعتقاد من، باید به چنین موقعیتی در کشور با برگزاری یک جشن ملی واکنش نشان داده و از فرماندهان نظامی و دیپلمات‌های مذاکره‌ کننده هم به صورت نمادین و هم عملی قدردانی ویژه ای به عمل آید.

* ایران به هیچ وجه نمی تواند و نباید به امریکا اعتماد کند. در این معادله، ایران باید احتیاط و عدم اعتماد را در اولویت قرار دهد. یک سال پس از خروج امریکا از برجام، ایران به تمامی تعهدات خود پایبند ماند، در حالی که طرف امریکایی به‌طور کامل از توافق خارج شد. همچنین، در طول زمان جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه، ایران در حال مذاکره بود و در عین حال مورد حمله قرار گرفت. در این شرایط، تقدم و تأخیر در انجام تعهدات اهمیت بالایی دارد.

*موضوع هسته‌ای، موضوعی ساده نیست و لایه‌های پیچیده و فنی زیادی دارد که بسیاری از منتقدان حتی درک درستی از آن ندارند. غنی‌سازی اورانیوم زیر میلیون‌ها تن خاک مدفون شده است و جمع‌آوری یا جابه‌جایی آن به سادگی امکان‌پذیر نیست.

*هر گونه شرط بستن ترک خصومت به مساله هسته‌ای، به معنای دو سال «بلاتکلیفی» برای ایران و ادامه فشار اقتصادی بر مردم خواهد بود. به عقیده من، دیپلمات‌های ایرانی در این مرحله با هوشیاری عمل کردند. خوشحالم که در برابر فشارهای داخلی تسلیم نشدند و بدون خستگی به مقاومت خود ادامه دادند. مخالفان داخلی مذاکرات قادر به ایجاد فشارهای سنگینی بودند، با این حال، دیپلمات‌های ما و کل نظام زیر بار نرفتند. اگر ایران به خواسته‌های امریکا تن می‌داد یا مذاکرات را متوقف می‌کرد، عملاً به دو سال بعد از آن ترک خصومت موکول می‌شد و بار فشار اقتصادی برای مردم همچنان ادامه پیدا می‌کرد.

* یکی از مسائلی که مطرح است، بحث تخلیه اورانیوم از اعماق زمین است. من نمی‌دانم آیا در این زمینه تصمیمی اتخاذ شده یا خیر، اما اگر قرار باشد تصمیمی گرفته شود، باید مسئولیت آن بر عهده امریکایی‌ها باشد. این موضوع موضوعی نیست که من و شما یا یک فعال سیاسی بتوانیم به آن ورود کنیم؛ بلکه تنها در حیطه کاری دانشمندان هسته‌ای و دیپلمات‌های مجرب است که باید با احتیاط و در چارچوب‌های فنی، حقوقی و امنیتی مناسب عمل کنند. فراموش نکنیم که امریکایی‌ها پیشتر از بمب‌های سنگرشکن علیه تأسیسات هسته‌ای ایران بهره برده‌اند و به همین خاطر باید یا به طریقی مجازات شده و یا حداقل ملزم به گارانتی و تضمین قرار بگیرند. امیدوارم هرگز به وضعیتی نرسیم که ایران به طور کامل در زمینه هسته‌ای خلع سلاح شود و مطمئنم که مذاکره‌کنندگان ایرانی نیز هرگز زیر بار چنین امری نخواهند رفت.

*ما نباید به هیچ عنوان به «غنی‌سازی صفر» تن دهیم. اعتقاد شخصی من این است که در نهایت، ایران به سطحی معین و قابل‌ کنترل از غنی‌سازی دست خواهد یافت؛ سطحی که نیازهای فنی، انرژی و بازدارندگی را پوشش دهد و همزمان تحت توافق‌های بین‌المللی نیز قابل پذیرش باشد. اگر این سناریو به حقیقت بپیوندد، نشانی دیگر از زیرکی ایران خواهد بود.

* وضعیت تنگه هرمز به لحاظ حقوق بین‌الملل و حق حاکمیت، وضعیتی پیچیده است. با این وجود، هیچ شکی نیست که حاکمیت ایران بر این تنگه باید «غیرقابل انکار» باشد و در این زمینه جای بحثی وجود ندارد. اما در زمینه دریافت درآمد مستقیم از تنگه باید بسیار محتاط عمل کرد. هر گونه اقدام شتابزده ممکن است حساسیت‌های بین‌المللی را به شدت افزایش دهد و حتی بتواند منجر به تشکیل ائتلاف‌های جدیدی علیه ایران شود. به علاوه، مالکیت تنگه هرمز به طور مشترک میان ایران و عمان است و هر تصمیم یک‌جانبه ممکن است مسائل حقوقی و سیاسی پیچیده‌ای را به همراه داشته باشد.

*به عقیده من، تنگه هرمز تنها یک راه دارد و آن هم «اقتدار کامل جمهوری اسلامی و نظارت دائمی ایران» بر این آبراه است. ما نباید به دنبال کسب درآمد مستقیم از تنگه هرمز باشیم؛ درآمدی که از این تنگه به دست می‌آید، نه لازم است و نه مفید. اما اگر بتوانیم تنگه هرمز و خلیج‌فارس را به «منطقه‌ای از صلح و امنیت پایدار» تبدیل کنیم، درآمدهای غیرمستقیمی که از این مسیر نصیب ایران خواهد شد، بسیار بیشتر و پایدارتر خواهد بود. همانطور که در گذشته از ثبات و امنیت امارات، ما نیز بهره‌مند شده‌ایم. حوادث اخیر نشان داد که این آبراه دارای صاحب است و صاحب آن ایران است.

*پس از آنکه احتمالا خصومت با امریکا به پایان رسید، باید به فکر این باشیم که با بحرین چه نوع رابطه‌ای باید شکل دهیم، با امارات و عربستان چگونه برخورد کنیم و به طور کلی چه سازوکاری برای همزیستی با کشورهای خلیج‌فارس طراحی خواهیم کرد. البته صریحاً اعلام می‌کنم که با این ایده که ایران جایگزینی برای امپریالیسم امریکا باشد، موافق نیستم. اینجا مجموعه‌ای از کشورها وجود دارد که باید در کنار یکدیگر زندگی کنند. در سطح نظامی، ایران باید نقش محوری در نظارت و اقتدار ایفا کند، اما این باید در قالب همکاری و هم‌پوشانی منطقه‌ای باشد. حوادث اخیر به طور واضح نشان داد که از نظر نظامی، نظارت و اقتدار، این تنگه و به طور کلی خلیج‌فارس باید تحت کنترل نظامی ایران قرار گیرد. این اقتدار باید در کلیه عرصه‌ها حفظ و تقویت شود؛ چه در حوزه توان موشکی، چه در زمینه پدافند هوایی و چه در نیروی دریایی که امنیت را تأمین می‌کند. آرایش نظامی ایران در تنگه هرمز باید تثبیت و تقویت گردد.

*اکنون فصل جدیدی در منطقه و جهان آغاز شده که ایران نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری آن ایفا کرده است. پس از پایان خصومت‌ها، مساله اصلی ما به هیچ وجه فقط سیاست خارجی یا میدان جنگ نیست؛ بلکه «مساله اصلی، نظام حکمرانی داخلی» است. تحولات اساسی در زمینه‌های شهروندی، اجتماعی، فرهنگی و مدنی باید بلافاصله پس از خاتمه تنش‌ها و امکان تفاهم آغاز شود. دسترسی پایدار و آزاد مردم به اینترنت بین‌المللی، یکی از ابتدایی‌ترین پیش‌نیازهاست که خوشبختانه دولت زمینه فراهم کردن آن را مهیا کرده است. خواسته‌های نسل‌های جدید در عرصه‌های مختلف – از معیشت و اقتصاد گرفته تا حقوق مدنی و آزادی‌های اجتماعی – باید مورد توجه قرار گرفته و برای آن‌ها سازوکارهای شفاف و پاسخگو طراحی گردد. سبک زندگی و تفکر مردم را نمی‌توان نادیده گرفت؛ باید به رسمیت شناخته شده و در چهارچوب قانون سامان‌دهی شود. با این طرح تنها در این صورت است که ایران می‌تواند به طور همزمان با تحولات بین‌المللی، نظمی پایدار در عرصه داخلی خود به وجود آورد و از طریق آن از تعادل داخلی و خارجی به صورت هم‌زمان بهره‌مند شود. در غیر این صورت، تنش‌های داخلی و نارضایتی‌های انباشته تنها می‌تواند موجب تضعیف سیستم به حدی شود که دشمنان خارجی اقدام به تجاوز و فشار بیشتر نمایند. پایان خصومت در عرصه بین‌المللی، چنانچه با «آشتی پایدار در داخل» همراه نشود، دستاوردهایش در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

17302

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا